| خبرگزاري ميراث فرهنگي – گروه ميراث فرهنگي – همايش « تقابل با ونداليسم»، در ارگ آزادي که زماني ساختمان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بود، در فضاي کاملا متفاوتي برگزار شد. مدتها بود که همايش و نشستي که ميراثيها را دور هم جمع کند، چنين حال و هوايي به ساختمان ساکت ارگ که اين روزها بي رونق شده است، نداده بود. «روحالله احمدزاده»، رييس سابق اين سازمان همچون دوران آخر رياست حميد بقايي، دليل يا علاقه چنداني به برپايي اين نشستها نداشت و 9 ماه آزگار نه تنها نشست و همايشي قابل توجهي از سوي سازمان ميراث فرهنگي برگزار نشد، بلکه حتي يک مصاحبه مطبوعاتي پرشورهم با حضور بسياري از خبرنگاران چيزي شبيه رويا شده بود. بيشتر کارشناسان، باستان شناسان و مردم شناساني که هنوز بعد از هجرت بزرگ سازمان ميراث فرهنگي به شيراز و اصفهان، استعفا نداده يا بازخريد نشدهاند، براي شرکت در اين همايش راهي پايتخت شدند تا شايد فرصتي هم پيش آيد و دوستان قديمشان را در همان ساختماني که هميشه ميديدند، ببيند و يادي از گذشتهها کنند. در ميان تازه شدن اين ديدارها بود که بحث ونداليسم با سخنراني معاون حفظ و احيا و بعد رييس تازه نفس سازمان ميراث فرهنگي آغاز شد. موضوعي براي پژوهش نو و براي ميراث فرهنگي، کهنه ! براي اينکه حسن موسوي در ميان صحبتهايش مسئله استعمار پير را پيش کشيد و اينکه چه تاثيري در فرهنگ ما داشته است. مسئلهاي که هميشه چالش اصلي براي ايرانيان بوده است. رييس جديد سازمان ميراث فرهنگي گفت که آنجا كه فرهنگ و دين وجود دارد چنين برخوردهايي ديده نميشود، زيرا ريشه اين برخوردها، استعماري است. همانگونه كه در 32 سال اخير رفتارهاي ونداليسم در سراسر ايران توسط استكبار جهاني پررنگتر شده است. ما هرچه قدرتمندتر ميشويم، رفتار آنها با پيچيدگيهايي توام ميشود. و اينگونه بحث ونداليسم به اوج خود رسيد و گپ و گفتها در ميان کارشناسان و باستان شناسان هم داغ شد. همه از ونداليسمي صحبت ميکردند که امروز ميراث فرهنگي ايران را تهديد ميکند و سوال اين بود که چه بايد کرد. درحالي که امروز سازمان انسجامي ندارد که به اين موضوعات به صورت گسترده بيانديشد. تعداد بسياري از کساني که در اين جمع حضور داشتند، مقالهاي در اين مورد تهيه کرده بودند و نظرات جالبي در مورد ونداليسم در نوروز، ونداليسم در مديريت شهري، ونداليسم در ... ارايه داده بودند، هرچند که جاي موضوع ونداليسم و استعماگر پير چندان به چشم نميخورد. به نظر ميرسد که دغدغه و سوال بيشتر کارشناسان و باستان نشناسان درگير مسائل ديگري بود. براي مطالعه به هر حال نياز به کتابخانه است. زماني کتابخانه ميراث فرهنگي يکي از دستاوردهاي مهم جمهوري اسلامي بود، کتابخانهاي که زماني ماورا و بهترين مرکز پيدا کردن اسناد و مدارک در زمينه ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي بود. اکنون کتابخانه جديد به شهادت بسياري از کارشناساني که به شيراز رفتهاند، جايي به اين بزرگي ندارد و اسناد همه روي هم تلنبار شده و برخي از آنها به دليل نبود مراقبت زير باران در حال از بين رفتن است. با اين حال همايش در بهترين شرايطي که ميشد، انتظار داشت پيش ميرفت و رحمتي، دبير همايش مقابله با ونداليسم در تکاپوي ساماندهي اوضاع همه را هدايت به رفتن و شرکت در جلساتي ميکرد که در سالن بعد از رفتن مديران سازمان در حال اجرايي شدن بود. به گفته او، در اين همايش به اين مسئله ميپردازيم، چگونه ميشد که در برابر ميراث فرهنگي و آثار و بناهاي آن ايستاد و اظهار ابهت و فخر کرد و براي ميل به جاودانگي ، نام خود را روي بنا حک کرد. تنها به اين خاطر که همچون بناي تاريخي زنده بماني و جاودان. اما اينطور نيست، بايد در برابر بناهاي تاريخي خم شد و تعظيم کرد. با اين حال، اين چالش بر سر جاي خود است که در ونداليسم اين ميل وجود دارد که با تخريب آثار تاريخي، شخص يا گروه وندال زنده بماند. حالا اين تخريب ميتواند به هر ترتيبي اتفاق افتاد، مهم جاودانگي است. به نظر ميرسد که آنچه امروز ميراث فرهنگي درگير آن است همين ميل به جاودانگي است که به هر ترتيبي رخ ميدهد، تا اشخاص و گروهها به نوعي نامشان زنده بماند. همايش به اين ترتيب ادامه داشت، برخي از کارشناسان هم مقالههاي داشتند که گويا به موقع به دست مسئولان نرسيده بود و با اينکه در نامشان در ميان سخنرانيها بود اما برنامهشان لغو شد. در اين مقاله که از سوي يکي از اعضاي هيئت علمي پژوهشکده باستان شناسي تهيه شده بود، بزرگترين مشکل و چالش صدسال اخير به اين طرف در زمينه ونداليسم آثار تاريخي را ناآگاهي مردم در رابطه با بحث تپههاي باستاني، ونداليسم به معناي نبود ارائه ملي و سو مديريت آورده شده بود. هرچند که برخي بر اين باورند که اين برداشت با مفاهيمي که در ونداليسم وجود دارد، متفاوت است و وندالها نوعي توحش و عمد در رفتارشان وجود دارد اما در اين مقاله گفته شده بود که ونداليسم يک پديده و تخريبگري و تباهيگري است و امروز ونداليسم به شکل متفاوتي از دوران گذشته در آمده است. بر اساس اين مقاله طي چهار دوره ايران دچار ونداليسم شده است، دوره اول از بين رفتن آثار هخامنشيان از سوي اسکندر مقدوني، دوره دوم، دوره 150 ساله هلنيسم و دوره سوم، زمان مغول و بعد حمله اعراب بوده است و در صد سال گذشته اما متاسفانه اين ونداليسم دروني بوده است. همايش امروز روز آخر خود را پشت سر ميگذرد و کارمندان و کارشناسان ميراث کم کم خود را بايد براي رفتن به شيراز و اصفهان آمده کنند و در آن جا فرصت مناسبي دارند که به مقوله ونداليسم در ميراث فرهنگي و همچنين روزهايي که در ارگ آزادي داشتند، فکر کنند و خود را براي همايش بعدي که به نظر ميرسد اين روزها در دستور کار است، آماده کنند. |