/ ۱۳۹۱ پنج شنبه ۲۸ ارديبهشت
/ اِلخَميس ٢٥ جمادي الثانيه ١٤٣٣
17 May 2012
صفحه اصلی وب سایت عضویت رایگان در وب سایت درباره ما تماس با ما  
ارسال فوری خبر به دوستان
send to freinds ارسال خبر برای استفاده سایر دوستان
 
 برای ارسال این مطلب به ایمیل شخصی خود و یا دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید . اگر مایل به ارسال به چندین نفر هستید فاصله زمانی را رعایت فرمائید

 
 
 
 
  
پیشنهاد به شما
خبر های برگزیده

دولت را پاسخ گو کنيم نه اينکه وزارتخانه بسازيم براي پاسخگويي

منبع : ميراث ‌فرهنگي - گردشگری منتشر شده در : 84 روز و 14 ساعت و 16 دقیقه قبل
محمد رضا خباز، نماينده کاشمر نابساماني هاي ميراث فرهنگي و گردشگري را ناشي از نگاه اشتباه مديران و متوليان اين حوزه مي&zwnj-داند. اين عضو فراکسيون اقليت مجلس با رد اولويت وزارتخانه شدن سازمان ميراث فرهنگي، گفت که براي بهبود عملکرد اين حوزه بايد دولت را پاسخگو کنيم، نه اينکه هر روز طرح تولد يک وزارتخانه را بدهيم. ...
پایگاه اطلاع رسانی تبیان نیوز :
خبرگزاري ميراث و گردشگري – گروه مجلس - پس از حضور اسفنديار رحيم مشائي در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و صنايع دستي، اين سازمان نوپا که در دولت هشتم کار خود را آغاز کرده بود، به يکي از پرحاشيه ترين معاونت هاي رياست جمهور تبديل شد. معاونتي که اگرچه حاشيه هاي زيادي داشت، اما فعاليت هايش در حوزه ميراث فرهنگي و گردشگري هميشه با انتقاد کارشناسان و نمايندگان مجلس همراه بود.
 
منتقدان اعتقاد داشتند، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با حضور چهره هاي سياسي در راس آن از کار اصلي خود فاصله گرفت و مشکلات و چالش هاي جدي در حوزه ميراث و گردشگري کشور به وجود آورد. محمود احمدي نژاد با تغيير مکرر معاون خود در سازمان تلاش کرد انتقاد ها را کم کند و منتقدان را راضي نگاه دارد، اما انتخاب مديران غير متخصص براي يک سازمان تخصصي همچنان راه انتقاد را براي منتقدين باز گذاشت. از ديگر سو تعامل ضعيف روساي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با نمايندگان مجلس در طول رياستشان، نه تنها انتقاد شديد تر چهره هاي منتقد دولت را در پي داشت، حتي سکوت طرفداران دولت را شکست و آنها نيز بارها به نقد وضعيت آشفته گردشگري پرداختند.
 
محمد رضا خباز، نماينده کاشمر و خليل آباد در استان خراسان رضوي، از منتقدان دولت در مجلس به شمار مي‌رود که نابساماني هاي ميراث فرهنگي و گردشگري را ناشي از نگاه اشتباه مديران و متوليان اين موضوع مي داند. اين عضو فراکسيون اقليت مجلس در گفت و گو با خبرگزاري CHN ايراد اصلي مديران رده بالاي کشور را در وابستگي آنها به نفت مي بينيد و معتقد است براي بهبود وضعيت گردشگري، تصميم گيري‌هاي اين حوزه بايد گردشگر محور باشد. محمد رضا خباز، عضو شاخص کميسيون اقتصادي مجلس است و مجلس هشتم، چهارمين دوره نمايندگي اوست.
 
وضعيت گردشگري و ميراث فرهنگي کشور در چند سال گذشته آنچنان آشفته بوده که بارها اين معاونت رئيس جمهوري از سوي کارشناسان و برخي مسئولان به بوته نقد کشيده شده است. به نظر شما عامل اصلي فعاليت انتقاد آميز سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري چيست؟
در آمارهاي مربوط به ميراث فرهنگي و گردشگري، جذابيت ها و توانايي هاي گردشگري ايران در ميان 10 کشور اول دنياست، اما درآمد ما از صنعت گردشگري شايد يک صدم درآمد دنيا از گردشگري باشد. اين آمارها نشان مي دهد ايران نتوانسته از اين فرصت بي بديل استفاده کند. چه در سال هاي گذشته و چه در سال هاي اخير. به نظر من مشکل اصلي حوزه گردشگري و ميراث در نگاه و ديدگاه افراد و مسئولان به اين حوزه است. تا وقتي اين نگاه تغيير نکند، وضعيت درست نمي شود.
  
نگاهي که شما از آن صحبت مي کنيد، چه نوع نگاهي است؟
مديران کشور ما مديران نفتي هستند. آنها از نظر درآمد زايي تنها به نفت توجه دارند. همين باعث مي شود به فکر درآمد جديدي نباشند. به همين دليل بسياري از منتقدان و دلسوزان اعتقاد دارند که اي کاش کشور ما داراي منابع عظيم نفتي نبود. اگر نفت نبود، پتانسيل هاي بسياري در کشور وجود داشت که مي توانستيم به جاي نفت از آنها در آمد زايي کنيم. يکي از اين پتانسيل ها بحث ميراث و گردشگري کشور است که جاي کار بسيار دارد و مي توان درآمد هاي خوبي از اين راه بدست آورد. اگر وضعيت گردشگري درست شود، ‌درآمد آن چندين برابر درآمد نفتي خواهد بود. بنابراين مشکل اصلي ما در گردشگري و ميراث فرهنگي نگاه مديران کشور و حتي مديران استاني به اين موضوع است.
 
مديران کشورما در سال هاي بعد از انقلاب، تنها درآمد اصلي ايران را در نفت مي ديدند. آيا بعد از اين سال ها نگاه مسئولان نفتي قابل تغيير است؟ آيا مي توان اميدوار بود که بحث گردشگري به عنوان يک منبع اصلي در آمد در کشور به شمار بيايد؟
اين موضوع نيازمند تغيير ديدگاه مديران رده بالاست. تا وقتي مديران ما «مديران نفتي» هستند و تمام نگاه ها و اميد ما به نفت کشور دوخته شده است، نمي توان به موضوعاتي مثل گردشگري به عنوان يک منبع اصلي در آمد و بودجه نگاه کرد. وضعيت مديران کشور ما مثل فرزندان يک فرد بسيار پولدار است. آنها با دانش به داشتن يک پدر بسيار پولدار، انگيزه اي براي درس خواندن و کار کردن ندارد. لذا دست به کارهاي سخت تر و مهمتر و ماندگار تر نمي زند. در حال حاضر مسئولان کشور ما هم دلشان به نفت خوش است. لذا در اين راه از ابتدايي ترين کارهايي که بايد انجام شود تا مهمترين کارها را انجام نمي دهند.
  
غير از نگاه اشتباه مديران به صنعت گردشگري، محدوديت هاي ديگري براي گردشگران خارجي وجود ندارد؟ در حال حاضر گردشگران خارجي مي توانند از هر کشوري براي بازديد ايران به راحتي وارد کشور شوند؟
اصلي ترين مشکل گردشگران خارجي براي ورود به ايران، بحث ويزاست. به نظر من اولين راهکار براي بهبود وضعيت گردشگري، حل مشکلات صدور ويزا براي گردشگران خارجي است. آيا حل اين مشکل چندين ساله براي وازرت خارجه کار سختي است؟ بايد اين طور باشد که هر گردشگري از هر نقطه از جهان خواست به ايران بيايد،، فوراً ويزا داده شود. ما کشور ناتواني نيستيم. از چه چيزي مي ترسيم که اجازه ورود نمي دهيم؟
 
شما از ترس سخن گفتيد! چرا عده اي بايد از ورود گردشگران خارجي به ايران بترسند؟ 
برخي معتقدند اگر گردشگران خارجي به کشور بياييد، ممکن است روي فرهنگ ما تاثيرات منفي بگذارد. به نظر من اين حرف از پايه مردود است. به دليل اين که فرهنگ غني ايراني و اسلامي آنچنان تاثير گذار است که بدون شک فرهنگ ما روي گردشگران خارجي که به ايران مي آيند تاثير مي گذارد. آنها چطور مي توانند در چند روزي که براي ديدن ايران به کشور آمده اند،‌روي فرهنگ ريشه دار ما اثر گذار باشد. گردشگران خارجي که به ايران مي آيند براي ديدن فرهنگ و تمدن کهن ايران آمده اند و نه براي خوشگذراني. اگر کسي به دنبال خوشگذراني باشد، اينقدر کشورهاي ديگر در دنيا وجود دارد که مي توانند به آنها مراجعه کنند و دليلي ندارد گردشگر براي خوشگذراني به ايران بيايد.
  
آيا بعد از گذشت سي و چند سال از انقلاب بستر هاي مناسب و لازم براي حضور گردشگر خارجي در ايران وجود دارد؟
 خير. ما نتوانسته ايم در سال هاي گذشته براي حضور گردشگران خارجي در کشور بستر سازي کنيم. دليل اين موضوع همان نگاه اشتباه مديران رده بالا به گردشگران خارجي و نگاه نفتي آنهاست. وقتي گردشگر خارجي وارد کشور مي شود، از بدو ورود به فرودگاه شرايط گردشگري فراهم نيست. از فرودگاه گرفته تا حمل و نقل زميني و هوايي و ريلي ما با مشکلات جدي مواجه است. هتل ها و رستوران هايمان هيچ کدام با استانداردهاي گردشگري و بين المللي همخواني ندارند. چون هيچکدام از اين زير ساخت ها با اين نگاه طراحي نشده اند که خودشان را خدمتگذار گردشگران بدانند. مديران و مسئولان بايد بدانند که اگر گردشگر به ايران بيايد کشور رونق پيدا مي کند. ما بايد عادت کنيم کارهايمان مشتري محور باشد و تصميم هاي گردشگر محور بگيريم. يکي از مشکلات اصلي بحث گردشگري در ايران اين است که نگاه متوليان امر گردشگر محور نيست.
 
البته اين مشکلات تنها درباره گردشگران خارجي نيست. مگر گردشگران داخلي وضعيت خوبي دارند؟
مسئولان حتي براي گردشگران داخلي و هموطناني که قصد سفر در داخل کشور را دارند هم برنامه خاصي ندارند. در حال حاضر گردشگري مذهبي يکي از مباحث اصلي گردشگري در داخل ايران است. اما ما در اين بحث هم با مشکلات زياد و جدي مواجه هستيم. بطور مثال هر سال حدود 40 ميليون زائر و گردشگر به مشهد مي آيند. اما وضعيت پذيرايي از زائران اينقدر خراب است که آنها از آمدن پشيمان مي شوند.
 
به نظر شما راهکار بهبود اين وضعيت چيست؟
اين مشکلات از نگاه مديران منجر مي شود. تا اين اراده به وجود نيايد که وضعيت بهتر شود، ما شاهد اين مشکلات خواهيم بود. راه رسيدن به توسعه استفاده از فکر و اراده است. اين که تنها ابزار در اختيار داشته باشيم ما را به جايي نمي رساند. در مرحله اول بايد نگاه مديران به بحث گردشگري تغيير کند. مديريت کلان کشور بايد ديدگاهش را عوض کند. بايد تصميم ها در هيات وزيران گرفته شود که بطور مثال بگويند از دو سال ديگر دست به بودجه نفتي نمي زنيم. هر وزارت خانه اي بايد براي کار خودش در آمدزايي کند و در خدمت گردشگري باشد. بعد چطور ببينيد از سراسر دنيا گردشگران به ايران سرازير مي شوند. بويژه در گردشگري مذهبي که ايران داراي پتانسيل هاي زيادي است.
 
بسياري معتقدند در سال هاي گذشته تخصص گرايي در انتخاب مديران حوزه گردشگري و ميراث کمرنگ شده است و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بيش از اين که کار فرهنگي بکنند، کار سياسي مي کنند. شرايط يک مدير کارآمد چيست؟
مديري که انتخاب مي شود بايد چند ويژگي داشته باشد. شرط اول اين است که مدير و يا وزير مورد نظر از درون وزارتخانه و سازمان باشد. همين که شما از بيرون کسي را براي سازمان بياوريد، تصميم اشتباهي است، چون زير مجموعه با او همکاري نمي کند. اگر مدير انتخاب شده از درون خودشان باشد اين همکاري بيشتر خواهد بود. دوم اين که وزير و مدير پيشنهادي بايد در کار خود يک سر و گردن از همه بالاتر باشد که در سازمان ميراث فرهنگي اين طور نيست. مسئول سياسي را براي مديريت گردشگري گذاشته اند. اين افراد در بحث ميراث و گردشگري تخصص ندارند و ده ها مشاور بايد کار را به آنها ياد بدهند. در صورتي که در خود سازمان نيروهاي پخته و ورزيده زيادي هستند، اما از آنها استفاده نمي شود. موضوع سوم اين است که بايد از مدير و وزير برنامه بخواهيم. بايد به شرطي کار به افراد داده شود که برنامه اي داشته باشند که بتوان بعد از چند سال اين برنامه کنترل شود که آيا مدير مورد نظر توانسته است بعد از يک سال يا دو سال به اهدافي که داشته برسد يا نه.
  
آيا تصميم تبديل سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به وزارت خانه و افزايش نظارت پذيري اين سازمان مي تواند راه خوبي براي بهبود عملکرد مسئولان ميراث فرهنگي و گردشگري باشد؟
مشکلي اصلي ما اين است که چون آقاي رييس جمهور و دولت پاسخگوي مجلس نيست، مجلسي ها به جاي سوال از او به سراغ راه هاي ديگري مي روند. بحث وزارت ورزش و جوانان هم به اين دليل بود. رييس تربيت بدني به هيچ عنوان پاسخگو نبود و توجهي به نظرات مجلس نداشت و حتي ملاقاتي با نماينده هم خط خودش نداشت. نماينده هاي مجلس به فکر تاسيس وزارت ورزش و جوانان افتادند. درباره سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري هم اين چنين است. ما بايد به دنبال پاسخگو کردن دولت و رييس جمهور باشيد نه درست کردن يک وزارتخانه جديد براي پاسخگويي.

:: مشاهده متن کامل در منبع خبر
تولید خبر توسط منبع بوده و تبیان نیوز مسئولیتی در قبال آن ندارد .
/

:: مطالب مورد توجه گروه گردشگری

© 2004- Tebyan. The website is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center . The selection and placement of stories on this page were determined automatically by a Tebyan program and not responsible for news content. The time or date displayed reflects when an article was added to or updated in Tebyan News.