شهر سوخته، جيرفت، تپه مارليك، بنديان درگز، كاخ&zwnj-هاي سه&zwnj-گانه هخامنشي در برازجان بوشهر، ارجان بهبهان و بيشتر از 50 &zwnj-درصد محوطه&zwnj-هاي مهم باستاني کشور به صورت اتفاقي و در پروژه&zwnj-هاي راهسازي، كشاورزي، سد&zwnj-سازي و اكتشاف نفت توسط ماشين&zwnj-هاي راه&zwnj-سازي کشف شده است. اين در حالي است که در بسياري از نقاط دنيا اين آثار با پژوهشها و تحقيقات بسيار زياد مشخص و اکتشاف مي شوند. ...
پایگاه اطلاع رسانی تبیان نیوز : | خبرگزاري ميراث فرهنگي – گروه ميراث فرهنگي ـ تعداد آثار تاريخي که به صورت اتفاقي و در هنگام پروژه هاي نا مرتبط کشف شده است آنقدر زياد و پر اهميت است که مي توان گفت باستانشناسي كشور بيش از آنكه به تحقيقات و كاوشهاي باستانشناساي وابسته باشد به پروژههاي نامربوط مانند جادهسازي و سدسازي و اكتشاف نفت مديون است. شهر سوخته، جيرفت، تپه مارليك، بنديان درگز، كاخهاي سهگانه هخامنشي در برازجان بوشهر، ارجان بهبهان ، محوطه تاريخي جوبجي رامهرمز، گورستان عيلامي لماي ياسوج، گورستان شغاب، شهر تاريخي هرمزد اردشير ، گورستان قيطريه، کوشک اسدآباد بهبهان، قلايچي بوکان ، محوطه تاريخي سيمره، تپه عصر آهني قُلي درويش قم، قلعه باستاني زيويه، چهرآباد (مردان نمکي) ، محوطه کَلگَه مسجدسليمان، تپه تركام چهاردانگه مربوط به 5 هزار سال پيش و قبرستان 3 هزار سال دهنو ياسوج تنها بخشي از اين محوطه هاي تاريخ هستند که يا در پروژه هاي جاده سازي و کشاورزي و استخراج نفت به دست آمده اند يا در اثر فعاليت حفاران غير مجاز. در همين رابطه علي هژبري باستان شناس به CHN مي گويد: " بين باستان شناسان ايران يک جمله معروف وجود دارد که مي گويند "لودر باستان شناس بزرگ" چرا که بسياري از محوطه هاي مهم تاريخي و باستاني کشور را تا کنون لودرها و ماشين هاي سنگيني مانند آن از زير خاک بيرون آورده اند. اين در حالي است که باستان شناسي و کاوش هاي باستان شناسانه بايد در پي به وجود آمدن پرسش و سوال انجام شود." اين باستان شناس مي افزايد: " در بسياري کشورهاي دنيا باستان شناسان در پي يافتن پاسخ پرسش هاي تاريخي و روشن کردن زواياي پنهان تاريخ اقدام به کاوش مي کنند و بعد از هر کاوشي سوال هاي جديد ايجاد مي شود، باستان شناس هم براي يافتن پاسخ ها کاوش هاي جديد را پي مي گيرد و به محوطه ها و آثار جديد دست مي يابد و اينگونه بخش هاي پنهان تاريخ را روشن مي کند. اما در کشور ما چون باستان شناسي به يک شغل و راه امرار معاش تبديل شده کاوش ها براي پاسخ به پرسش هاي تاريخي انجام نمي گيرد و فقط انجام يک کار و پروژه است براي کسب درآمد، بي ترديد در چنين وضعيتي کاوش ها دامنه دار و داراي تسلسل نيست." هژبري در ادامه به تجربه هاي باستان شناسان در کشورهاي همسايه ايران نيز تاکيد مي کند: " به عنوان مثال کشورهاي ترکيه و شوروي سابق، تجربه هاي بي نظيري در باستان شناسي نجات بخشي کسب کرده اند، آنها با متدهاي خود دانش باستان شناسي را بومي کردند اما در کشور ما هنوز اين دانش بومي نشده است و يکي از معضلات اصلي سر راه اين کار هم غير هدفمند بودن کاوش ها است، وقتي يک باستان شناس طرحي را براي انجام کاوش تعريف مي کند بايد اهداف، سوالات و نتايج آن را مشخص کند. اما براي باستان شناسي خصوصي که فقط در پي امرار معاش است هدف و پرسش و نتيجه کاوش در رده چندم اهميت قرار مي گيرد. همين مسئله هم موجب عدم تداوم کاوش ها مي شود." ايران سرزميني است که در هر گوشهاي از خاكش بخشي از تاريخ تمدن قومي بزرگ بر جاي مانده است، از اين لحاظ تنها كشورهايي چون ايتاليا، مصر، يونان، چين و شباهتهايي به ايران دارند. با اين حال بيشتر كاوشهاي باستانشناسانه در اين كشورها بيش از آنكه مبتني بر اقدامات اتفاقي و اضطراري باشد بر اساس فعاليتهاي علمي و كارشناسيشده است. كاوشهاي باستانشناسي در اين كشورها روندي پيوسته و دايمي دارد، اطلس باستانشناسي اغلب اين كشورها موجود است و باستانشناسان بر اساس آن با بررسي و چانهزنيهاي كارشناسيشده اقدام و كاوش ميكنند. با اين حال اما در ايران اينگونه نيست، و با وجود همه وعدهها مبني بر تهيه اين اطلس هنوز از نقشه باستانشناسي كشور خبري نيست. حدود سه سال پيش رييس پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي گفته بود نقشه باستانشناسي كشور به زودي تهيه ميشود. گفته ميشد اين نقشه براي جلوگيري از تداخل پروژههاي عمراني با آثار باستاني تهيه خواهد شد. همچنين هدف ديگر از تهيه نقشه باستانشناسي، شناسايي تعداد آثار باستاني موجود در كشور و ارايه برنامهريزي براي حفظ و توسعه زيرساختهاي ميراث فرهنگي كشور و همچنين جلوگيري از تداخل پروژههاي عمراني وزارتخانههاي مختلف با آثار باستاني كشور است. با اين حال هنوز اين نقشه تهيه نشده است و مسوولان سازمان ميراث فرهنگي هم در اينباره سكوت كردهاند. اطلس باستانشناسي كشور يا قانون تعيين طرح جامع باستانشناسي كشور در سال 64 تصويب شده از جمله پروژههايي محسوب ميشود كه به گفته باستانشناسان صدها ميليون هزينه صرف شده اما سرانجامش مشخص نيست. حدود 30 سال از تصويب اين قانون ميگذرد اما هنوز مشخص نيست اين نقشه كجاست و در چه مرحلهاي قرار گرفته است. كاميار عبدي باستانشناس در اينباره به خبرگزاري ميراث فرهنگي گفته است: "تكميل اين اطلس بيش از پنجسال زمان نميبرد اما به دليل اهمالكاري و عدم برنامهريزي اساسي نزديك به 30 سال است كه ناتمام مانده است. البته اقدامات فراواني در خصوص جمعآوري اطلاعات و بررسي آنها انجام شده به طوري كه تمامي دادهها نيز در پايگاه دادهها وارد ميشود اما اين اطلس كجاست و در چه مرحلهاي قرار دارد را كسي نميداند. " برخي از باستان شناسان و کارشناسان ميراث فرهنگي بر اين عقيده هستند که مطالعات باستانشناسي در ايران بلندمدت نيست. به همين دليل نيز پژوهشگر اين امنيت و اعتماد را ندارد كه آيا ميتواند برنامه بلندمدتي طراحي كند و آيا اين آخرين باري است كه فرصت پژوهش ميداني دارد يا خير. چرا که در اين صورت کاوشگران و باستان شناسان مي توانند با تحقيق و بررسي محوطه ها و آثار سر نخي از ديگر محوطه ها پيدا کرده و آنها را کشف کنند، بي ترديد چنين وضعي منجر به ركود باستانشناسي ميشود. اين در حالي است که در بسياري از کشورها کاوش هاي باستاني در محوطه هاي تاريخي بلند مدت و طولاني است. |
/